که در شعاعی به اندازه ی قدش و به مرکز انتهایش مرتب در حال چرخیدن بود!
" سال نو را به همه ی دوستان تبریک می گویم امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشید و در سال جدید تغییر و تحول به سمتی پیش برود که نهایتا" مدیر عامل ایران خودرو هم عوض بشود!
به یک آمین دل من شاد کنید! "
هر چند فقط یکی از دوستان آمین گفت ولی انتظار نداشتم به این زودی این دعا مستجاب شود و آقای منطقی نتیجه ی عمل خود را ببیند. نکنه راستی راستی دعا های من جواب می گیرد!!!
دو هفته ای بود که دنبال خرید اتومبیل بودم تا عید بدون ماشین نباشم.
تو این گیر و دار گذرم به یکی از نمایندگی های ایران خودرو خورد که برخلاف دیگر نمایندگی ها که خودروی مورد نظر مرا نداشتند گفت قراره چهار دستگاه از اون اتومبیل بیاد با شرایطی مناسب و شماره مرا گرقتند که در صورتی که آمد زنگ بزنند .
چند روزی منتظر شدم ولی خبری نشد تا اینکه دوباره حضوری مراجعه کردم که گفتند فقط دو تا از اون اتومبیل ها اومده و اون دو تا رو هم دادیم به دونفری که قبلا" رزرو کرده بودند.
ناامید برگشتم!
روز نوزدهم اسفند بود ساعت ۵/۲ هنوز ناهار نخورده بودم که ناگهان موبایلم زنگ خورد از طرف نمایندگی ایران خودرو بود گفتند اگر ماشین می خواهی آب دستت هست بریزش روی گل ها سریعا" تا ساعت ۵/۳ خودت رو با مدارک برسون نمایندگی. من خوشحال و خوش خیال همین کار را کردم. خانم محترم مسئول فروش مدارک را از من گرفت و ثبت نامم کرد و گفت فردا تا ساعت ۱۱ وقت دارم که پول را بریزم توی حساب و بیایم بقیه مراحل را تکمیل کنم و شماره بدنه ی ماشین را هم به من داد.
همین کار را کردم و چند میلیون پول بی زبان و دو تا چک را دادم تحویل یکی از متصدیان که بقیه مراحل انجام شد و آخرش گفت یک هفته ی دیگر ماشین شما آماده است. گفتم خانم دیروز که می گفتید سه روزه چرا حالا می گوئید یک هفته؟! گفت من زیادش رو گفتم شاید هم زودتر برسد.
با اینحال من باز هم خوشحال و خوش خیال برگشتم خانه و تازه اینجا بود که فهمیدم روی برگه ی ثبت نام تاریخ تحویل را ۲۷/۱۲/۸۷ تا ۲۷/۱/۸۸ اعلام نموده!!
با خودم گفتم ای دل غافل عجب کلکی به من زدند. یعنی یک شرکت معتبر دولتی برای جلب مشتری و جمع کردن نقدینگی آخر سال که موجب تورم می شود اینجوری از اعتبار خودش خرج می کنه.( بعدا" فهمیدم که کدوم اعتبار؟! ایران خودرو به دو دره بازی و بدقولی شهره ی آفاق و انفس است و ما خبر نداشتیم!)
هر چند فردا که با نمایندگی ایران خودرو تماس گرفتم آنها باز هم به من اطمینان دادند که خودرو را قبل از عید تحویل می گیرم و عید با اتومبیل خودم میرم مسافرت اما نهایتا" روز ۲۸/۱۲/۸۷ ساعت ۴ بعد از ظهر یک کارت گارانتی به من تحویل دادند که اگر خواستم خودم برم شماره ی ماشین رو بگیرم و برم تهران شرکت ایران خودرو و اونو تحویل بگیرم! )
البته مرکز تعویض و صدور پلاک تا پنجم فروردین تعطیل هستند.یعنی هیچ چی!
خلاصه از اینکه توی عید بدون مرکب موندم خیلی دلگیر بودم تا اینکه این مطلب تحويل 48 ساعته خودرو براي پارك در منزل! رو توی سایت تابناک دیدم و فهمیدم فقط من نبودم که توی این آخر سالی گول ایران خودرو رو خوردم و خیلی ها توسط آقای منطقی سر کار گذاشته شدند. دستش درد نکند به این می گویند مدیر لایق!
----------------
خوب تحویل سال هم که نزدیک است پس:
سال نو را به همه ی دوستان تبریک می گویم امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشید و در سال جدید تغییر و تحول به سمتی پیش برود که نهایتا" مدیر عامل ایران خودرو هم عوض بشود!
به یک آمین دل من شاد کنید!
آقا! ( دیگه نمی گم یا خانم! منظور من از آقا همه هست اعم از خانم و آقا)
آقا! این انحطاط در غرب را دیدید "پسر 13ساله انگليسي ، پدر شد " اون هم با کمک دختری ۱۵ ساله! فهمیدید اونها ۱۰ سال یا شاید هم بیشتر با هم رابطه داشتند؟!!! این پسره که اسمش الفیه عجب مارمولکی بودا! فکر کنم از همان اول بالغ به دنیا اومد! مامانش به باباش می گفت ببین این پسرت وقتی شیر می خوره حرکات مشکوکی می کنه ها ولی باباش مسخره اش می کرد.
اما تازه فهمید وقتی به او می گفت " الفی میای بریم حموم" و اون می گفت " نه نمیام نه نمیام" منظورش این بود که با مامانش بره حموم تخم جن! (همه که حسنی نمی شن چشم پاک!)
حالا چون این انحطاط در غرب لو رفته بعضی ها می خوان موضوع را لوث کنن و میان می پرسن حالا از کجا معلوم که این الفی جون بابای اون بچه باشه قیافه ش که خیلی بچه گانه است و می خوان آزمایش دی ان ای بگیرن می گن شاید بچه ی یک نوجوان دیگه یا حتی یک جوان دیگه یا شاید اصلا" اون بچه هه برادر ناتنی الفی باشه ! خلاصه غربه دیگه انحطاط توش زیاده! الفی رو هم بچه ساده گیر آوردن کار خودشون رو انداختن گردن اون بیچاره!
به هر حال خوش به حال ما که انحطاط نداریم!
ولی اینو هم شنیدید به اتهام ربودن دختر 12ساله شش شرور دستگیر شدند. کجا این ربایش صورت گرفته؟ بوستان های تهران جلوی دستشوئی ! کی؟ روز روشن!
البته این شش شرور حتما" به خاطر اینکه گزک به دست غربی های منحط بدن که اونا هم بگویند انحطاط در شرق اینکار را کردند و صد در صد از عوامل غرب بودن. و متلا" وانمود کنند که تو کشور ما امنیت نیست و حتی تو روز روشن هم نباید به دختر بچه هاتون اجازه بدهید برن در بوستان های کنار خانه و اگر هم رفتن بوس تان های کنار خونه و نیاز به دستشوئی داشتند بدون بیان خونه برن دستشوئی چون ممکن است عوامل غرب اون دور و برا تو دستشوئی ازشون فیلم بگیرن بعد بدزدندشون اون هم شش نفری و هر جائی که دلشان خواست ببرند و هرکاری دلشون خواست بکنند.
حالا آقا! شما فکر می کنید اون دختر دوازده ساله چندمین دختری بود که اشتباه کرد و رفت تو بوس تان کنار خونه اش بازی کنه و بعد رفته دستشوئی و بعد دزدیده شده و بعد ... و بعد رها شده؟!
به یاد استاد منوچهر احترامی روحش شاد!
توی ده شلمرود حسنی تک و تنها بود . . .
ادامه مطلب
واقعا" آدم گاهی از توانائی های بعضی ها انگشت به دهان می ماند:
عکسی که می توانید زحمت بکشید و در اینجا مشاهده نمائید متعلق به مردی است که به خاطر ۶۴۰ میلیون تومان کلاهبرداری تحت تعقیب است. او نه شرکت لیزینگ قلابی درست کرد نه چک بی محل کشید نه خانه و آپارتمان و ملک کسی را با سند سازی فروخت و نه هیچ کار دیگری که عده ای را بدبخت کند در حالیکه حتما" همه ی این کار ها هم از او برمی آمد! بلکه او مستقیما" به بانک رفته و تنها در چهار نوبت و در چهار بانک متفاوت و در یک دوره ی دو تا چهار ماهه توانست با جعل امضا و مدارک مبلغ ۶۴۰ میلیوت تومان را محترمانه از کارمندان بانک دریافت کند و به جیب مبارکش بریزد. ( به عبارتی اگر خوش بین باشیم و شما ماهی یک میلیون و پانصد هزار تومان در ماه در آمد داشته باشید که در این صورت وضعتان بدک نیست تقریبا" به اندازه ی ۳۵ سال در آمدتان!)
آقا! (یا خانم!) ما برای اینکه یک چک ناقابل ۵۰۰ هزار تومانی را نقد کنیم چنان مورد بررسی قرار می گیریم که انگار اومدیم بانک بزنیم و اسم و فامیلی ما و تمام فک و فامیل های ما پرسیده می شود. حالا چطور این آقا با مدارک جعلی توانسته در چهار نوبت به راحتی مبالغ ۲۳۵ میلیون و ۱۹۰ میلیون و ۹۵ میلیون و ۱۲۰ میلیون تومان را از بانک ها برداشت کند واقعا" جای آفرین دارد و باید به ایشان جایزه داد و نباید تحت تعقیب قرار بگیرد.
برنامه نود دیشب (۳۰/۹/۸۷ )یک شب استثنائی را گذراند.
شبی که در آن اثری از لبخند و بذله گوئی در چهره ی مجری اش نبود.
حتی ناراحتی و افسردگی و خشم در چهره ی عادل فردوسی پور کاملا" مشخص بود شبی که تنها یک مهمان در این برنامه حضور داشت و شاید این آخرین شبی بود که میلیون ها طرفدار برنامه نود عادل فردوسی پور را در مقام مجری گری برنامه نود می دیدند.

کاملا" مشخص بود که مسئولین صدا و سیما گرچه ظاهرا" در مقابل حمله های ناجوانمردانه مسئولین فدراسیون فوتبال که به تازگی برترین فدراسیون فوتبال در آسیا شده است! به حمایت از او پرداختند اما قبل از برنامه او را حسابی توجیه نمودند که امشب خویشتن داری بکند و به کسی گیر ندهد تا آنها هفته ای دیگر برای رفع و رجوع کار ها و تعامل با سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال وقت داشته باشند.
(فدراسیونی که مصاحبه روسای کمیته ها و اعضایش با برنامه های تلویزیونی هم منوط به گرفتن اجازه از رئیس آن شده است.)
و در شبی که قرار بود ۵ میلیون پیامک برای حمایت از برنامه نود برای آن فرستاده شود و ۱۱۰ میلیون تومان پول به جیب مخابرات ناگهان سیستم اس ام اس دچار مشکل شد و پیامک ها به مقصد نرسید.
و دیشب میلیون ها بیننده برنامه نود یک احساس مشترک را با هم تجربه کردند.
خداحافظی عادل فردوسی هم جالب بود:
"اگر عمری باقی باشد و بتوان از اين صندلی از حق دفاع کرد تا هفته آينده شما را به خدا میسپارم."
-----
لینک های مرتبط:
کمپین 5 میلیون پیامک برای حمایت از نود و فردوسیپور!
حمله به 90 ورزشی : علل و اهداف
فردوسی پور : امیدوارم اختلال "عجیب" سرویس اس ام اس برنامه 90 ، تصادفی بوده باشد
گاهی وقت ها سکوت هم حرف می زند!
یک نظر سنجی در همین رابطه(شرکت کنید!)
سفر های استانی یوزارسیو شروع شد. لطفا از نوشتن پلا کارد و پرچم خودداری نمائید و نامه هایتان را به چادر هائی که به همین منظور بر پا شده است تحویل دهید. استقبال هر چه بیشتر شما ملت همیشه در صحنه خار چشم کاهنان معبد آمون می باشد.
(به نقل از مکتوبات کشف شده توسط فرج الئه سلحشور )
ببینید ما کلا" مخیم.
این خبر ایرنا را نگاه کنید بعد ببینید ما چرا سر آمد همه ی جهانیانیم:
پيشنهاد جالب يك ايراني درباره امارات
"يكي از هم ميهنان ايراني در پيشنهادي جالب با توجه به مسائل اخير و گستاخيهاي امارات در استفاده مكرر از نام مجعول خليج عربي پيشنهاد كرد مسئولان شهرداري تهران نام خياباني كه سفارت امارات درآن قرار دارد را به خليج فارس تغيير دهند تا امارات مجبور شود در مكاتبات خود براي آدرس سفارتش از اين نام استفاده كند. "
"اين فرد در ادامه پيشنهاد خود آورده است: در ضمن بخشنامه هم به پست ابلاغ شود تا هر نامهاي به اين آدرس بود اگر اسم خليج فارس را ننوشته بود با ذكر علت به فرستنده ارجاع داده شود."
این پیشنهاد واقعا" جالب و بدیهانه است نمی دانم چرا تا به حال به فکر کسی نرسید. تازه می شود ابتکار دیگری هم زد و نام هر خیابانی را که در آن سفارت کشوری قرار دارد که از نام مجعول خلیج عربی استفاده می کند به خیابان خلیج فارس تغییر بدهیم و برای اینکه اشتباه نشود یک شماره جلوی آن بگذاریم مثلا" خیابان خلیج فارس یک- خیابان خلیج فارس دو و همینطور شماره گذاری کنیم.
بعد می توانیم یک قانون بگذاریم که این کشور ها فقط حق دارند از طریق پست با هم ارتباط برقرار کنند و حق ندارند از ای میل و تلفن و ارتباطات ماهواره ای برای برقراری ارتباط با سفارت خودشان استفاده کنند.
البته تنها یک مشکل ممکن است اینجا بوجود بیاید که مطمئنا" این ایرانی روشن ضمیر و هوشمند راهی برای حل آن پیدا می کند و آن این است که اگر آن کشور ها هم یه وقتی به عقلشان برسد که مقابله به مثل کنند و نام خیابانی را که در آن سفارت خانه ی ایران قرار دارد به خلیج عربی تغییر دهند و همین فرمان را به اداره ی پستشان بدهند آنوقت تکلیف ما چیست؟!
فکر می کنم آنوقت مسئولان دو کشور باید بنشینند و برای حل این مشکل مذاکره و چاره اندیشی کنند!

